شیشه نازک احساس مرا دست نزن ! چندشم می شود از لک انگشت دروغ آن که میگفت که احساس مرا میفهمد… کو کجا رفت؟که احساس مرا خوب فروخت
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 9:16 توسط پرنیان
|
خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم همانی که وقتی دلش میگیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت من همانی ام که همیشه دعا های عحیب و غریب می کنم و چشم هایم را می بندم و می گویم "خدایا تا حالا دستانم را گرفته ای از این به بعدش هم دست تو مسپارم "