راستی تو چطور...

آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم، آره من قولی بهت دادم که تا تهش بمونم، تو ولی این روزا سرد شده نگاهت، راهزنا زدن به راهت.. اما من چی؟ من فقط یه کم شکستم، خوب نگام بکن، می بینی؟ من هنوز همون دیوونم...

من دعا میکنم تو آمین بگو

پروردگارا! به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند،

گریه کنم برای کسانی که هیچگاه غمم را نخوردند،

لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند،

محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند،

عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند.

از غم رفتنت دیگه پاره شده بند دلم خونه ی نو یارجدید مبارکت باشه گلم چه بی خبر بخت تو شد نگفتی که منم بیام باشه ولی من از خدا خوشبختیتو فقط میخوام

سرزمین واژه های وارونه

اینجا سرزمین واژه های وارونه است

جایی که گنج، جنگ می شود

درمان، نامرد می شود

قهقهه، هق هق می شود

اما دزد همان دزد است، گرگ همان گرگ و درد! همان درد!!!!

دیوار سکوت

بنویسید به دیوار سکوت:

عشق سرمایه هر انسان است

     بنشانید به لب، حرف قشنگ

         حرف بد وسوسه شیطان است

             و بدانید که فردا دیر است

                و اگر غصه بیاید امروز، تا همیشه دلتان درگیر است

                  پس بسازید رهی را که کنون، تا ابد سوی صداقت برود و

                            بکارید به هر خانه گلی که فقط بوی محبت بدهد

خسته ام

هم نیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها

تازه فهمیدم که غمخواری ندارم سال ها

می روم چون ابر سرگردان به روی کوه و دشت

می روم تنها شوم شاید ببارم سال ها

کو زمین بایری تا مرهم دردم شود

من که از داغ دل خود، سوگوارم سال ها

بعد از این حتی اگر کوه یخی پیدا کنم

سر به روی شانه هایش می گذارم سال ها

خسته ام ، این مرگ تدریجی امانم را برید

می شمارم روزهای آخرم را سال ها

دلم نه عشق میخواهد،

نه دروغ های قشنگ،

نه سکوت تلخ شاعرانه،

نه ادعاهای بزرگ،

نه بزرگی های پر ادعا...

دلم یک فنجان چای داغ میخواهد،

و یک دوست که بشود با او حرف زد....

با او یک کلام درد دل کرد

دوستی که بشود از گونه های نازش بوسه دزدید

ولب های شیرینش شهد زندگی خرید ...


روزگار

روزگاری دنیایی داشتم به پهنای روزهای آبی،

آسمانش را روزی غریبه ای دزدید و من...

اکنون جا خوش کرده ام در این دنیای بی سر و سامان

که هر روز تنگ تر میشود...

دستهایم را،پاهایم را جمع کرده ام،

تا کمتر دیوارهای سرد این قفس را لمس کنند...

کاش کودکی آسمان بی رنگم را خط خطی میکرد...

کاش...

خدایا من که آسمان کسی را ندزدیده بودم....

نیا باران ...

نيا باران زمين جاي قشنگي نيست
من از جنس زمينم خوب ميدانم ، که دريا جد تو
در يک تباني ماهي بيچاره را در تور ماهي گير گم کرده
نيا باران زمين جاي قشنگي نيست
من از جنس زمينم خوب ميدانم ،که گل در عقد زنبور است ولي از يک طرف
سوداي بلبل يک طرف خال لب پروانه را هم دوست ميدارد

با تو ام ....

بیجا میکنه که نمیایه